معنی رخبینه
7 بازدید
[ رُ نَ / نِ ] (اِ) آنچه از رخبین سازند. هر چیز که از دوغ ترش سازند. (ناظم الاطباء) (از برهان) (لغت محلی شوشتر نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف). رجوع به رخبین شود. || صمغ صنوبر و تربانتین. (ناظم الاطباء) (از برهان).
کلمات همقافیه با «رخبینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر