معنی رخاوة
7 بازدید
[ رَ وَ ] (ع مص) سست و نرم گردیدن. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). سستی و نرمی. - حروف رخاوه؛ سیزده است: ث ح خ ذ ز س ش ص ض ظ غ ف ه. || فراخ عیش گردیدن و به این معنی اخیر از کرم و نصر و فتح و سمع آید. (ناظم الاطباء). فراخ زیست شدن. (منتهی الارب).[ رُ وَ ] (ع اِ) رُخاء. باد نرم. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «رخاوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر