معنی رخافروز
8 بازدید
[ رُ اَ ] (نف مرکب) رخ افروزنده. که رخ افروخته دارد. که روی بیفروزد. سرخ روی. قرمزروی. زیباروی : گل که سلطان فصل نوروز است در میان همه رخ افروز است. (از ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۱۰۰).
کلمات همقافیه با «رخافروز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر