معنی رحیل کردن
9 بازدید
[ رَ کَ دَ ] (مص مرکب) کوچ کردن. سفر کردن. رفتن. راهی شدن. روانه شدن : رسید عید همایون و روزه کرد رحیل بجام دار فلک روشنایی قندیل.امیرمعزی.
کلمات همقافیه با «رحیل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر