معنی رحوب
5 بازدید
[ رَ ] (اِخ) (به معنی مکان وسیع) مکان آخرین که جاسوسان بدانجا رسیدند. (از قاموس کتاب مقدس).[ رَ ] (اِخ) پدر عزیز شهریار صوبه بود. (قاموس کتاب مقدس).[ رَ ] (اِخ) شخصی لاوی که عهدنامه را مهر کرد. (قاموس کتاب مقدس).[ رَ ] (اِخ) شهری که در حصهٔ سبط اشیر درآمد. (قاموس کتاب مقدس).[ رَ ] (اِخ) شهر دیگری که به بنی اشیر و بنی جرشون منسوب شد. (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «رحوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر