معنی رحمی
5 بازدید
[ رَ حِ ] (ص نسبی) منسوب به رَحِم: جراحی رحمی یا بیماری رحمی؛ جراحی و بیماریی که مربوط به شکم باشد. (از یادداشت مؤلف).[ رُ ما ] (ع اِمص) مهربانی. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ رَ ] (اِخ) یا رحمی برسوی. پیر محمد. متوفای سال ۹۷۴ هـ . ق. او راست: شرح تحفةالاحرار جامی بترکی. وی دیوانی نیز بترکی دارد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «رحمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر