معنی رحممند
4 بازدید
[ رَ مَ ] (ص مرکب) رحیم. رؤف. مهربان. که رحم و شفقت داشته باشد: ای خدا بگمار قومی رحم مند تا ز صندوق بدان ما را خرند.مولوی.
کلمات همقافیه با «رحممند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مند» برای سرودن شعر