معنی رحضاء
6 بازدید
[ رُ حَ ] (ع اِ) عرقی که در پی تب آید، یا عرق بسیار که جلد را بشوید. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب). عرقی که در اثر تب آید هنگامی که تب زده مشرف بر فترت است، یا عرقی که از فزونی پوست تن را بشوید. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رحضاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر