معنی رجوع افتادن
6 بازدید
[ رُ اُ دَ ] (مص مرکب) سر و کار پیدا کردن. حاجت افتادن : شریف را به خسیسان رجوع می افتد که برگ کاه بود داروی پریدن چشم.صائب.
کلمات همقافیه با «رجوع افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر