معنی رجلالحمامة
5 بازدید
[ رِ لُلْ حَ مَ ] (ع اِ مرکب) گاوزبان. (ناظم الاطباء). شنجار. (منتهی الارب). انخوی. حمیراء. رجل الحمام. (یادداشت مرحوم دهخدا). به اندلس شنجار را گویند. (از مفردات ابن بیطار). و رجوع به شنجار و مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «رجلالحمامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر