معنی رجلالجراد
6 بازدید
[ رِ لُلْ جَ ] (ع اِ مرکب) تره ای است مانند ترهٔ یمانی و در خواص بدل آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تره ای است مانند بقلهٔ یمانی. (از اقرب الموارد). نبتی است همچون نبات بقلة الیمانیه. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). سرو ترکستانی. زرنب. (منتهی الارب). زرنب. سرخدار. سرمک. سرمج. سرمق. اُساک. لَم لَم. (یادداشت مرحوم دهخدا). زرنب. (تحفهٔ حکیم مؤمن). دمشقی گوید: زرنباد را گویند و ابومعاذ گفته که به من چنان رسیده که آن تره ای است که به بقلهٔ یمانیه شبیه بود و در تبها مفید بود. (ترجمهٔ صیدنهٔ ابوریحان بیرونی). شیخ الرئیس گوید: بقله ای است که قایم مقام بقلهٔ یمانی بود، نافع بود جهت سل، و طبخ وی نافع بود جهت تب ربع و تبهای مطبقه، و مسیح گوید: زرنب است. مؤلف گوید: بتحقیق زرنب است و آنرا سرو گویند. (از اختیارات بدیعی). و رجوع به میزان الادویة ص ۳۲۶ و الفاظالادویة ص ۱۳۱ و مفردات ابن بیطار ص ۱۳۷ شود.
کلمات همقافیه با «رجلالجراد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر