معنی رجلالبحر
7 بازدید
[ رِ لُلْ بَ ] (ع اِ مرکب) جوی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || شاخهٔ دریا. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رجلالبحر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حر» برای سرودن شعر