معنی رجعیة

معنی رجعیة

6 بازدید
[ رُ عی یَ ] (ع ص، اِ) ناقه ای که بفروشند و از بهای آن ناقهٔ دیگری مانند آن بخرند. (از اقرب الموارد). راجعة. (اقرب الموارد). رجوع به راجعة شود.
[ رِ عی یَ ] (ع ص، اِ) رجوع به رُجعیّة شود. || (ص نسبی) آنکه به رجعت شخصی معتقد باشد. || (اِخ) از فِرَق غُلاة شیعه که میگفتند علی بن ابیطالب بر خواهد گشت و انتقام خود را از دشمنان خویش خواهد کشید. (خاندان نوبختی ص ۵۶). و رجوع به الملل و النحل ص ۱۸ ضمیمه و تلبیس ابلیس ص ۲۴ و خطط ج ۴ ص ۱۷۸ و البیان و التبیین ج ۲ ص ۱۰۲ و ۱۰۳ و مادهٔ رجعت شود. || (ص نسبی) منسوب به رجعی (طلاق رجعی). زنی که شوهر وی پس از طلاق بدو رجعت کرده باشد. رجوع به رجعت در این معنی و نیز حقوق مدنی تألیف سیدحسن امامی ج ۵ ص ۶۷ شود.

کلمات هم‌قافیه با «رجعیة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید