معنی رجعة
5 بازدید
[ رِ عَ ] (ع اِمص) رَجْعة. رجوع به رَجْعت و رِجْعت در همهٔ معانی شود.[ رَ عَ ] (ع اِمص) رَجْعت. بازگشت. برگشت. || بازگشت بسوی دنیا، یقول: هو یؤمن بالرجعة؛ ایمان می آورد به برگشت بسوی دنیا پس از مرگ. (ناظم الاطباء). || بازگشت طلاق دهنده بسوی زن مطلقهٔ خود. (از نشریهٔ دانشکدهٔ ادبیات تبریز سال ۱ شمارهٔ ۵، از صحاح و قاموس) (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || حجت. (المنجد). || (اِ) جواب مکتوب، یقال: هل جاءک به رجعة کتابک؟ (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از آنندراج). || شترریزگان که ببهای آنها دیگری خرید نمایند و نفعی بردارند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از المنجد) (از آنندراج). و رجوع به رَجْعت در همهٔ معانی شود.[ رُ عَ ] (ع اِ) جواب مکتوب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). جواب. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رجعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر