معنی رجب

معنی رجب

8 بازدید
[ رَ جَ ] (ع اِ) ماه هفتم از سال تازیان، و آن را رجب مضر هم گویند لأنهم کانوا اشد تعظیماً له. ج، اَرجاب، اَرْجُب، رِجاب، رُجوب، رَجَبات. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). جج، اَراجیب، اَراجِب، ارجبانات، اَرْجِبة. (ناظم الاطباء): مُنْصَل الأسِنّة؛ ماه رجب. (منتهی الارب). مُنْصِل الألّ (اَلّ جِ اَلّة، نیزهٔ کوچک که پیکان آن پهن باشد)؛ رجب. (از منتهی الارب). از ماههای عربی است میان جمادی الآخر و شعبان، آن را رجب مضر نیز گویند بسبب احترامی که آن قبیله به آن ماه قایل بودند، و رجب الفرد نیز گویند زیرا ماههای حرام چهار است که سه تا از آنها یعنی ذیقعده و ذیحجه و محرم بدنبال هم آیند و تنها یکی جداست که آنهم رجب است. ج، اَرجاب، رُجوب، رِجاب و نیز رَجَبات به صیغهٔ جمع مؤنث به اعتبار شبهایی که رجب برای آنان وضع شده. (از اقرب الموارد). مأخوذ از ترجیب که معنی تعظیم است چون این ماه را عرب شهراللََّه گفته اند و تعظیم کردندی لهذا به این اسم مسمی شده، و از پیغمبر (ص) نیز روایت است که رجب نام جویی است در بهشت از عسل شیرین تر و از برف سفیدتر هرکه در این ماه روزه دارد از آن جویش آب دهند از این سبب ماه مذکور را رجب نام کردند، از رسالهٔ نجوم که کمال معتبر بود. (از آنندراج) (از غیاث اللغات). ماه بزرگوار. (مهذب الاسماء). ماه هفتم از سال قمری عرب میان جمادی الآخر و شعبان، و هلال آنرا به مصحف بینند. شهراللََّه الاصم، رجب الاصم، رجب المرجب، رجب الحرام، منصل الاسنة، منصل الالّ، رجب الفرد نیز گویند. در اول آن بقولی در سال ۵۷ هـ . ق. ولادت حضرت امام محمد باقر است و بعضی سوم صفر گفته اند. در دوم این ماه ولادت حضرت امام علی النقی است (در سال ۲۱۲ هـ . ق.) و در سوم آن (بسال ۲۵۴) در سرمن رأی شهادت آن حضرت است و در دهم رجب بقولی ولادت حضرت امام محمد تقی است و در سیزدهم آن بقول مشهور سی سال پس از عام الفیل ولادت علی علیه السلام است در میان کعبهٔ معظمه و در بیست وپنجم آن شهادت حضرت موسی بن جعفر است در بغداد. و بیست وهفتم آن روز مبعث حضرت رسول اکرم است. روز پانزدهم ماه رجب استفتاح است برای گشاده شدن درهای آسمان یا درهای کعبه در آن روز. رجوع به کلمهٔ استفتاح شود. سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم آن ایام البیض است و اعمال استحبابی چند دارد. رجوع به مادهٔ ایام البیض شود. (یادداشت مرحوم دهخدا): دو ربیع و دو جمادی و تمام رجبی. منوچهری. نزد مردم مر رجب را آب و جاه و حرمتست گرچه گاو و خر نداند حرمت ماه رجب. ناصرخسرو. زیشان جز از محال و خرافات کی شنود آدینه ها و عید نه شعبان و نه رجب. ناصرخسرو.
[ رَ ] (ع مص) حیا کردن و شرم داشتن. (ناظم الاطباء). حیا نمودن. (منتهی الارب) (آنندراج). شرم کردن. (از اقرب الموارد). || بترسیدن. (مصادراللغة زوزنی). ترسیدن. (از اقرب الموارد). ترسیدن از کسی. (ناظم الاطباء). مصدر بمعانی رجوب. (از منتهی الارب). || بزرگ داشتن. (آنندراج) (دهار) (مصادراللغة زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). || بزرگ داشتن کسی را. || به سخن بد متهم کردن کسی را و دشنام دادن بدو: رجب فلاناً بقول سیی ء. (ناظم الاطباء). دشنام دادن. (از اقرب الموارد). || تنها برآمدن چوب. (ناظم الاطباء) (از آنندراج). تنها بیرون آمدن چوب. (از اقرب الموارد).
[ رَ جَ ] (ع مص) ترسیدن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || مهابت کسی نمودن و بزرگ داشتن او را. (منتهی الارب) (از آنندراج). رجبه، و منه اشتقاق رجب شهراللََّه الحرام لأنهم کانوا یعظمونه. (منتهی الارب). بزرگ داشتن. (از اقرب الموارد). || حیا کردن از کسی، رجب منه. (ناظم الاطباء). حیا کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). شرم کردن. (از اقرب الموارد).
[ رُ ] (ع اِ) مابین استخوان پهلو و سر سینه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). مابین پهلو و سر سینه. (از اقرب الموارد).
[ رُ جَ ] (ع اِ) جِ رُجْبة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به رُجْبة شود.
[ رَ جَ ] (اِخ) ابن احمد. او راست: الوسیلة الاحمدیة و الذریعة السرمدیة فی شرح طریق المحمدیة. (از تاریخ تبییض ص ۱۰۸۷). و رجوع به المنلی رجب بن احمد در معجم المطبوعات شود.
[ رَ جَ ] (اِخ) ابن محب علی شاملو. خطاط و خوشنویس که کتابهای چندی بخط وی موجود است، از جمله بسال ۱۰۶۹ هـ . ق. برحسب امر زال بیک یوزباشی دیوان فضولی و سبک باده، و بسال ۱۰۵۱ لغت نوایی را نوشته است. رجوع به فهرست کتابخانهٔ سپهسالار ص ۲۶۸ و ۶۴۷ شود.
[ رَ جَ ] (اِخ) افندی صدیق. او راست: اللآلی السنیة فی المناورات الحربیة چ بولاق بسال ۱۲۹۱ هـ . ق. (از معجم المطبوعات ج ۱).
[ رَ جَ ] (اِخ) شیخ عمرانی شافعی. او راست: نزهة اهل الطاعة فی اخبار الساعة. (از انساب سمعانی).
[ رَ جَ ] (اِخ) محمدبن عبدالواحد. او راست: تاریخ الامم، چ مطبعة السعادة بسال ۱۹۱۰ م. (از معجم المطبوعات).
[ رَ جَ ] (اِخ) محمد جمال الدین البیروتی. او راست: الاجوبة الجلیلة فی العقائد الدینیة چ مطبعة الادبیة بیروت بسال ۱۳۰۰ هـ . ق. (از معجم المطبوعات).

کلمات هم‌قافیه با «رجب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید