معنی رجان
5 بازدید
[ رَجْ جا ] (ع اِ) حرکت و زلزله. (از معجم البلدان).[ رَجْ جا ] (اِخ) وادیی است به نجد. (منتهی الارب). وادی بزرگی است در نجد. (از معجم البلدان).[ رَجْ جا ] (اِخ) نام جایی در ایران که ارّجان نیز گویند. (ناظم الاطباء). شهری بفارس، و یقال فیه الرجان ایضاً. از آن شهر است احمد رجانی ابن حسن و احمد رجانی ابن ایوب و عبداللََّه رجانی ابن محمدبن شعیب و برادرش احمد رجانی که محدثند. (منتهی الارب). شهری است که گروهی از راویان بدان منسوبند و گمان میکنم ارجان باشد که بین اهواز و فارس واقع است چه آن را الرجان و ارّجان (به ادغام) نیز می خوانند، مانند: الارض و الرض. (از معجم البلدان).[ رُ ] (اِخ) دهی از دهستان خبر بخش بافت شهرستان سیرجان. سکنهٔ آن ۶۷ تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصولات عمدهٔ آن غلات و حبوب است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «رجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر