معنی رجام
6 بازدید
[ رِ ] (ع اِ) سنگی که به ریسمان بندند و در چاه آب اندازند تا آب را معلوم نمایند. (آنندراج) (منتهی الارب). مرجاس یا سنگی که به ریسمان بندند و در چاه آب اندازند یا سنگی که در چاه اندازند تا از صدای آواز میزان آب را معلوم سازند و یا بدانند که آیا در آن چاه آب هست یا نه. (از اقرب الموارد). || سنگی که بر طرف دلو بندند تا زود فروشود. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || آنچه بر چاه بنا کنند تا در عرض آن چوب گذارند برای دلو. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || جِ رُجْمة. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || جِ رَجْم. (اقرب الموارد). رجوع به کلمه های مذکور شود. || یکی از ایام عرب است. (از معجم البلدان).[ رِ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب) (آنندراج). کوهی دراز و سرخ است و سپاه ابوبکر در ایام رده به قصد رفتن به عمان بدانجا فرودآمد. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «رجام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر