معنی رجالة
6 بازدید
[ رَجْ جا لَ ] (ع ص) جِ راجل. (المنجد) (آنندراج) (ترجمان ترتیب عادل ص ۵۰). || جِ راجل. پیادگان. (فرهنگ فارسی معین) (از اقرب الموارد). پیادگان. (دهار). پیادگان. مقابل خیالة (سواران). (از یادداشت مرحوم دهخدا). || جِ رَجُل. || جِ رَجَل. || جِ رَجِل. (منتهی الارب). رجوع به کلمه های مزبور شود. || در فارسی اراذل و اوباش را گویند، و گاهی برای مفرد بکار برند، چون: زنی رجاله. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «رجالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر