معنی رجاحة
8 بازدید
[ رَ حَ ] (ع اِمص) رجاحت. رجوع به رجاحت شود.[ رُ حَ ] (ع اِ) رُجّاحة. ریسمانی که می آویزند و اطفال بر آن سوار میشوند. (از اقرب الموارد). تاب. رجوع به رَجّاحة و تاب شود.[ رُجْ جا حَ ] (ع اِ) بانوج. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). بانوج، و آن ریسمانی است که از جای بلندی یا شاخ و در درختی آویزند و زنان و دختران بر آن نشسته در هوا آیند و روند. (آنندراج) (از اقرب الموارد). تاب. و رجوع به تاب و ارجوحه و رُجاحة شود.
کلمات همقافیه با «رجاحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر