معنی رجاءبن حیوة
6 بازدید
[ رَ ءِ نِ حَ یاتْ ] (اِخ) رجاءبن حیوةبن جرول الکندی، مکنی به ابوالمقدام. پیشوای مردم شام در عصر خود بود. وی یکی از سخنوران و واعظان و دانشمندان نامی و از ملازمان عمربن عبدالعزیز در دورهٔ خلافت و امارت او بود. عمربن عبدالعزیز نسبت به وی توجه خاص داشت، سلیمان بن عبدالملک رجاءبن حیوة را به منشیگری خود برگزید. وی همان کسی است که به سلیمان دربارهٔ خلیفه شدن عمر اشاره کرده. رجاء را با عمربن عبدالعزیز اخباری است. او در سال ۱۱۲ هـ . ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی). و رجوع به فهرست سیرة عمربن عبدالعزیز و تاریخ اسلام ص ۱۶۳ و عیون الاخبار ج ۱ ص ۲۶۴ و ۱۰۲ و ۵۴ و ج ۴ ص ۱۱۳ و تاریخ گزیده چ لندن ص ۲۴۷ و عقدالفرید فهرست ج ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۷ و الوزراء و الکُتّاب ص ۳۳ و البیان و التبیین ج ۱ ص ۳۰۴ و ج ۲ ص ۲۵۷ و ۸۷ و المعرب جوالیقی ص ۶۴ و نامهٔ دانشوران ج ۶ ص ۷۰ و حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۱۷۰ و ابوالمقدام رجاء... در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «رجاءبن حیوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر