معنی رثیة
9 بازدید
[ رَثْ یَ ] (ع مص) بازداشتن التفات بجهت کلانسالی یا دردی یا ضعفی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ رَ ثَ یَ ] (ع اِمص) گولی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). گولی و سستی. (از اقرب الموارد).[ رَثْ یَ ] (ع اِ) روماتیسم. (یادداشت مرحوم دهخدا). درد زانو و مفاصل و درد دستها. ج، رَثَیات. (منتهی الارب) (آنندراج). درد مفاصل و دستها و پایها. (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء). و رجوع به رماتیسم و روماتیسم شود. || شیری که بر آن شیر ترش ریزند و ببندد، ماست. (یادداشت مرحوم دهخدا). || دوغ شیر بردوشیده. (مهذب الاسماء). || (اِمص) گولی. (منتهی الارب) (آنندراج). گولی و سستی. (از اقرب الموارد). || ورمی است در قوائم ستور. ج، رَثَیات. (منتهی الارب) (آنندراج). آماس دست و پای ستور. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رثیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر