معنی رثم
8 بازدید
[ رَ ] (ع مص) شکستن بینی کسی را و خون آلود کردن آن. || طلا کردن زن بوی خوش بر بینی و آلودن آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).[ رَ ثَ ] (ع مص) سپیدلب گردیدن یا سپیدبینی شدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج).[ رَ ثَ ] (ع اِ) سپیدی سر بینی اسب یا سپیدی که تا لب پائین اسب رسیده باشد یا سپیدی بینی اسب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج).[ رَ ثِ ] (ع ص) نعت است از رَثَم. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). رجوع به رَثَم شود.
کلمات همقافیه با «رثم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثم» برای سرودن شعر