معنی رتیمة
7 بازدید
[ رَ مَ ] (ع اِ) بمعنی رتمة است که رشته باشد. ج، رَتایِم، رِتام. (منتهی الارب) (آنندراج). رشته ای باشد که بر انگشت بندند تا بدان چیزی یاد آید. ج، رتایم. (مهذب الاسماء) (دهار) (از اقرب الموارد). || گرهی باشد که در جاهلیت مسافر وقت سفر دو شاخ درخت را با هم می بست و هرگاه از سفر بازمی آمد اگر آن هر دو شاخ بحال می یافت می گفت که از اهل او خیانت واقع نشده و اگر بحال نیافت می گفت به تحقیق که از اهل او خیانت واقع شده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). و رجوع به رتمة شود.
کلمات همقافیه با «رتیمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر