معنی رتیلاء
7 بازدید
[ رُ تَ ] (ع اِ) رتیلا. از حشرات است و معروف ترین اقسام آن شبیه مگس است که در اطراف چراغ پرواز میکند و همهٔ انواع آن از رستهٔ عنکبوت است. (از اقرب الموارد). و رجوع به رتیلا شود. رتیلا. جانورکی زهردار که بفارسی دلمه گویند. (ناظم الاطباء). جانورکیست زهردار بفارسی آنرا دُلْمه گویند، و آنرا انواع است و معروف ترین آنها آن است که به گرد چراغ پرواز میکند و نوعی از آن سیاه با خجک سپید و نوعی است تیره رنگ زغب دار. (منتهی الارب) (آنندراج). خایه گز. (ملخص اللغات). دیلمک. (دهار). جنسی از هوام است و انواع بسیار دارد و همه نوع آن گزنده است و گاهی کشنده. (از تاج العروس). رتیل. || گیاهی است که شکوفهٔ آن با شکوفهٔ سوسن ماند گزیدن رتیلا و عقرب را فایده بخشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گیاهی است که شکوفهٔ آن بشکوفهٔ سوسن ماند. ج، رتیلاوات. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رتیلاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر