معنی ربیعةبن مالک
7 بازدید
[ رَ عَ تِ نِ لِ ] (اِخ) ابن زیدمناة، جد جاهلی و فرزندان وی شعبه ای از تمیم از عدنانیة بودند، این قبیله از اینرو به ربیعةالکبری و ربیعةالجوع معروف شدند تا با ربیعةالصغری اشتباه نشوند. از منازل این قبیله «شرمداء» از دیه های وشم در نجد است. نسبت به وی ربعی است و علقمة الفحل شاعر نامی از نسل او بود. (از اعلام زرکلی چ جدید ج ۳). و رجوع به منتهی الارب شود.[ رَ عَ تِ نِ لِ ] (اِخ) ابن ربیعةبن عوف سعدی، مکنی به ابویزید و معروف به مخبل سعدی. از طایفهٔ انف الناقة از قبیلهٔ تمیم و از گویندگان نامی مخضرمان بود. مخبل به بصره مسافرت کرد و عمر درازی یافت و در دوران خلافت عمر یا عثمان درگذشت. جمحی گفته که او را اشعار بلندی است و در آن زبرقان و جز آن را هجو کرده است. (از اعلام زرکلی چ جدید ج ۳). و رجوع به الاصابة ج ۱ قسم ۳ و مخبل سعدی شود.
کلمات همقافیه با «ربیعةبن مالک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر