معنی ربیعبن سلیمان
8 بازدید
[ رَ عِ نِ سُ لَ ] (اِخ) از اصحاب امام شافعی است. (از منتهی الارب) (از آنندراج). ابن عبدالجباربن کامل مرادی مصری، مکنی به ابومحمد. دوست امام شافعی و راوی کتابهای وی بشمار می رفت. ربیع مؤذن و ساده لوح بود. در سال ۱۷۴ هـ . ق. در مصر بدنیا آمد و بسال ۲۷۰ هـ . ق. در همانجا درگذشت. (از اعلام زرکلی). رجوع به فهرست ابن ندیم و نامهٔ دانشوران ج ۶ ص ۶۸ و تاریخ گزیده چ لندن ص ۷۹۸ و حلل السندسیه ج ۲ ص ۱۴۴ و عقدالفرید ج ۴ ص ۱۳ شود.[ رَ عِ نِ سُ لَ ] (اِخ) یا ربیع بن سلیمان جیزی، مکنی به ابومحمد. از اصحاب امام شافعی بود. (از منتهی الارب) (از آنندراج). در حبیب السیر آمده است: کنیتش ابومحمد از موالی مردم ازد معدود است... ابن خلکان در شرح احوال وی گوید: صاحب الشافعی لکنه قلیل الروایة عنه و انما روی عن عبداللََّه بن عبدالحکم کثیراً و کان ثقة و روی عنه ابوداود نسایی. سپس از قول ابن خلکان از وی داستانی نقل کرده و سپس از قول قصاعی بنقل از کتاب خطط گوید: وی در ذیحجهٔ ۲۵۶ هـ . ق. در جیزه وفات یافت و در آنجا او را به خاک سپردند، جیزی منسوب است به جیزه و آن قصبه ای است مقابل مصر، نیل مابین مصر و آن فاصله است و اهرام که از عجایب بناهای روی زمین است در غرب جیز واقع شده است و از اعمال آن شمرده میشود. (از نامهٔ دانشوران ج ۶ ص ۶۸).
کلمات همقافیه با «ربیعبن سلیمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر