معنی ربید
8 بازدید
[ رَ ] (ع ص، اِ) خرمای برهم نهاده که آب پاشند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ رُ بَ ] (ع اِ) مربا. حلوا. آچار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ربید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر