معنی ربیثا
6 بازدید
[ رَ ] (سریانی، اِ) بلغت سریانی نوعی از ماهی کوچک باشد که از جانب هرمز آورند و آن را در گرمسیر ماهی اشته گویند و ماهیانه از آن پزند و همچنان خشک نیز خورند. قوت باه دهد. (برهان) (آنندراج). نوعی از ماهی خرد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). چیزی چون صحناة، و این دو را از ماهیان خرد کنند. (لکلرک) (از مفردات ابن بیطار ص ۱۳۵). ماهی کوچک است که از طرف هرمز می آورند و در گرمسیر او را ماهی اشته خوانند و از وی ماهیانه سازند همچنان که خشک نیز می خورند و طبیعت وی گرم تر بود و مهیج بود و معده را نیکو بود لیکن تشنگی آورد و مصلح وی مغز کاهو بود. (از اختیارات بدیعی): و گفت قدری ربیثاء و نان جو دارم. (تجارب السلف ص ۱۲۰). و رجوع به دزی ج ۱ ص ۴۹۹ شود.
کلمات همقافیه با «ربیثا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثا» برای سرودن شعر