معنی ربلة
6 بازدید
[ رَ بِ لَ ] (ع ص) زن فربه بسیارگوشت. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). و رجوع به ربلاء شود. || ماده شتر فربه. (از مهذب الاسماء). || زن بزرگ رَبَلات. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به ربلاء شود. || باریک ران خردکُس. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). و رجوع به ربلاء شود.[ رَ بَ لَ ] (ع اِ) رَبْلة. هر گوشت پارهٔ ستبر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)). || گوشت شکم ران. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). گوشت اندرون ران مردم. (مهذب الاسماء). || گرداگرد پستان. || گرداگرد کس. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || رمهٔ گاو دشتی. ج، رَبَلات. (مهذب الاسماء).[ ] (اِخ) (خرم و بارآور) شهری که در حدود شمالی زمین کنعان واقعست. (قاموس کتاب مقدس).[ رَ لَ ] (ع اِ) رَبَلة. رجوع به رَبَلة در همهٔ معانی شود.
کلمات همقافیه با «ربلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر