معنی ربعی

معنی ربعی

6 بازدید
[ رِ ] (ع ص نسبی) منسوب است به رِبْع. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). رجوع به رِبْع شود. || آنچه در فصل بهار زاده شود. (از اقرب الموارد). موجودشده در فصل بهار. (ناظم الاطباء). || فرزند مرد در جوانی او. (از اقرب الموارد). || پسر متولد شده از شخص در سن پیری. (ناظم الاطباء). || منسوب است به سوی ربیع رابع. (آنندراج) (منتهی الارب). || قطعی از قطعهای کتاب، طول ۱۶ و عرض ۵/۹ سانتیمتر. (از یادداشت مرحوم دهخدا). || شیشه که مظروف آن چهاریک بطری است. (یادداشت مرحوم دهخدا). || نقشه ای از نقشه های قالی است. (یادداشت مرحوم دهخدا).
[ رُ ] (ع اِ) نوعی از اسطرلاب. (دهار): ربعی نموده پیکرش خطهای مسطر در برش ناخن بر آن خطها برش وقت محاکا ریخته. خاقانی. ناهید زخمه مطرب می آفتاب تابش چنگ آفتاب می را ربعی بشکل مسطر. خاقانی.
[ رُ ] (ص نسبی، اِ) یک نوع پول خردی که چهاریک قران باشد. || در تداول امروز، سکهٔ زری که یک چهارم سکهٔ رسمی است. (ناظم الاطباء).
[ رَ بَ عی ی ] (ع ص نسبی) منسوب به طایفهٔ ربیعة. (ناظم الاطباء). منسوب است به ربیعةبن نزار. (از انساب سمعانی) (منتهی الارب).
[ رُ بَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بصری، مکنی به ابونعیم. از اصحاب حضرت جعفر صادق و حضرت کاظم علیهماالسلام، محدث بود. (یادداشت مرحوم دهخدا).
[ رَ بَ ] (اِخ) عبدالسلام بن المفرج. (از اعلام زرکلی). رجوع به عبدالسلام ربعی شود.
[ رَ بَ ] (اِخ) علی بن عیسی. (از اعلام زرکلی). رجوع به علی ربعی شود.
[ رَ بَ ] (اِخ) عیسی بن ابراهیم بن محمد الربعی الیمنی (۴۸۰ هـ . ق.) خزرجی گفته است: فقیه و فاضل و استاد نحو و صرف و لغت بود. او راست: النظام الغریب و فهرست آن (در لغت) که در آن لغات اشعار را به اختصار آورده است. (از معجم المطبوعات ج ۱).
[ رَ بَ ] (اِخ) محمد. رجوع به ابن یحیی الربعی شود.

کلمات هم‌قافیه با «ربعی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید