معنی ربعات
6 بازدید
[ رَ بَ ] (ع اِ) جِ رَبْعة، و آن شاذ است. (منتهی الارب). جِ رَبعة. خانه ها و توقف گاهها و منزلگاهها. (ناظم الاطباء). ربعات و رَبِعات قوم؛ منازل ایشان. (از اقرب الموارد). || حالتهای نیکو: هم علی ربعاتهم؛ ایشان بر حالت نیکویند یا بر امری هستند که بودند. (منتهی الارب). طریقه. شأن. حالت. وضع خوش. (ناظم الاطباء). رِبعَات. رِبَعة. (اقرب الموارد). و رجوع به رُبَعات و رِبَعة شود.[ رُ بَ ] (ع اِ) رَبَعات. حالتهای نیکو. (از منتهی الارب). طریقه. شأن. حالت. وضع خوش. (ناظم الاطباء). و رجوع به رَبَعات شود.
کلمات همقافیه با «ربعات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر