معنی ربرق
6 بازدید
[ رِ رِ ] (سریانی، اِ) بلغت سریانی سگ انگور باشد که بتازی عنب الثعلب خوانند. (برهان) (آنندراج). تاج ریزی. انگورک توزه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). عنب الثعلب. (از اختیارات بدیعی) (اقرب الموارد). تاجریزی. فنا. ثُلُثان. عنب الذئب. (یادداشت مرحوم دهخدا). ریزق. رَیرق. رَبرق. عنب الثعب. (نشوءاللغة ص ۲۸) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ربرق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر