معنی واژه رباطبان
6 بازدید
[ رُ ] (ص مرکب) حافظ و نگاهبان یا مراقب رباط: لاجرم دید بایدت ناچار اندرین ره رباطبان بسیار.سنایی. گفتند [ رابعه را ] شیرین زبانی، رباطبانی را شایی. گفت: من خود رباطبانم هرچه اندرون منست بیرون نیاورم و هرچه بیرون منست در اندرون نگذارم اگر کسی درآید و برود با من کار ندارد، من دل نگاه میدارم نه گل. (تذکرة الاولیاء عطار).