معنی ربات
5 بازدید
[ رِ ] (ع اِ) کاروانسرا و منزلگاه و رباط. (ناظم الاطباء) (از شعوری ج ۲ ورق ۱۷). و رجوع به رباط شود.[ رَ ] (ع اِ) پشته و بلندی. (آنندراج) (اقرب الموارد). ربا. رباة. ربی. پشته. تپه. کوه. کوه کوچک. (ناظم الاطباء).[ رَبْ با ] (ع اِ) جِ رَبّة. (ناظم الاطباء). || جِ رابیة. (متن اللغة). - رباتِ حِجال؛ زنان حجله ها. بانوان حرم : التفات نمودن به ربات حجال لایق کرم و فتوت رجال نبود. (سندبادنامه ص ۷۰). و هر کس از ربات حجال در دست رجال آمدند. (تاریخ جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «ربات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر