معنی ربابی
8 بازدید
[ رَ ] (ص نسبی) منسوب به رَباب. رباب نواز. عَوّاد. (یادداشت مرحوم دهخدا). سازنده و نوازندهٔ رباب. (ناظم الاطباء). آنکه با رباب سر و کار دارد خواه به ساختن و خواه به نواختن : صبحگه آن نغمهٔ چمچهٔ حلیمی بر حلیم بر بگوشم خوشتر از زخمهٔ ربابی بر رباب. حکیم سوری (تقی دانش).[ رِ ] (ص نسبی) قبیلهٔ منسوب به تیم الرباب را گویند. (از انساب سمعانی).[ رَ ] (اِخ) مندودبن عبداللََّه. شخصی بوده که در معرفت فن رباب نوازی بدو مثل زنند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). رجوع به ابوبکر ربابی شود.
کلمات همقافیه با «ربابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر