معنی رباء
8 بازدید
[ رِ ] (ع مص) ربا. نشو و نما کردن. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || افزون شدن مال از راه ربا. (از متن اللغة).[ رُ ] (ع اِ) جِ ربوة، بمعنی زمین مرتفع. (از معجم البلدان). رُبی ََ. رُبا.[ رِ ] (ع اِ) هر زمین بلند و مشرف. ضد وِطاء. (از متن اللغة). رِبا. رِبی ََ.[ رَ ] (ع مص) منت نهادن و فزونی نمودن بر کسی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). منت و طول و فزونی بر کسی. (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). || فزون شدن و گوالیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). افزون شدن. (دهار). نشو یافتن. (از اقرب الموارد). || پرورش یافتن در بر کسی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || ظاهراً دمر برافتادن. (دهار).
کلمات همقافیه با «رباء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر