معنی رایگان دادن

معنی رایگان دادن

5 بازدید
[ یْ /یِ دَ ] (مص مرکب) مفت دادن. مجانی دادن. مفت و بی عوض دادن : یکی مرد بر گرد لشکر بگشت که یک تن مباد اندرین پهن دشت که گوری فروشد ببازارگان بدیشان دهند اینهمه رایگان.فردوسی. نداد آن سر پربها رایگان همی تاخت تا آذرآبادگان.فردوسی. کسی رایگان خاک ندْهد بکس همی جود او زر دهد رایگان.عنصری. دینت مایه ست که گفتم ترا مایه بباد از چه دهی رایگان.ناصرخسرو. احمدبن نصر گوید که بروزگار ما این ضیاع کوشک بمغان چنانست که برایگان میدهند و کسی نمی خواهد. (تاریخ بخارای نرشخی ص ۳۸). به هجو باز کنم کاسموی و روی سهیل دهم بکفشگران رایگان به حکم حکیم. سوزنی. از جوی کس آب چون توان خواست کآتش ندهند رایگانم.خاقانی. آبرویست کیمیای بزرگ کیمیا رایگان نخواهد داد.خاقانی. مرا چشم درد است و گشنیز نیست تو را توتیا رایگان میدهد.خاقانی. دست از جهان بدار و ازو پای بازکش کآن رایگان بکافر تاتار میدهند. نجم الدین دایه. می ندْهد او بجان گرانمایه بوسه ای پنداشتی که بوسه چنین رایگان دهد.عطار. قدر جان زآن می ندانی ای فلان که بدادت حق ببخشش رایگان.مولوی.

کلمات هم‌قافیه با «رایگان دادن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید