معنی رایت افراختن
7 بازدید
[ یَ اَ تَ ] (مص مرکب) رایت افراشتن. علم برافراشتن. بیرق برافراشتن. رایت انگیختن : میکند خون در جگر باد خزان را همچو سرو رایت سبزی که از آزادگی افراختیم.صائب. و رجوع به رایت افراشتن شود.
کلمات همقافیه با «رایت افراختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر