معنی رایات

معنی رایات

6 بازدید
(ع اِ) جِ رایت. (المنجد) (منتهی الارب) (دهار) (اقرب الموارد). علم ها. (اقرب الموارد) (منتخب اللغات) (غیاث اللغات) (از فرهنگ نظام). نشانه های لشکر. (آنندراج) (منتخب اللغات): ور دگرباره به روم اندر کشی رایات خویش هر کجا در روم کاریزی بود پرخون شود. امیرمعزی. رایات او چو دید نقیب بهشت گفتا زین راست تر بباغ بقا عرعری ندارم. خاقانی. رایات تو روس را علی روس صرصر شده شاخ ضیمران را.خاقانی. رایات سلطان بسبب غزوی از غزوات دور افتاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). در اثنای این مخاصمات رایات سلطان بدان حدود رسید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). رایات سلطان و اعلام ایمان در علو و رفعت بثریا رسید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). نیت غزوی دیگر محقق کرد که اعلام اسلام بدان مرتفع گردد و رایات کفر و شرک بدان منتکس و نگونسار شود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). ابوابش رایات افراشته دارد. (تاریخ بیهق ص ۲۱). چو شد رایات شاه زنگ منکوس برآمد دیده بان قلعهٔ روس.نظامی. قبهٔ خرگاه دولت، شقهٔ رایات جاه زینت تمکین و دین، آرایش فرض و سنن. نظام قاری. رجوع به رایت شود.

کلمات هم‌قافیه با «رایات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید