معنی راکه

معنی راکه

10 بازدید
[ کَ / کِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ترکه از بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز، در ۲۰هزارگزی شمال باختری مسجدسلیمان، و سمت خاوری راه مسجدسلیمان به لالی. دهی است کوهستانی، گرمسیر مالاریایی سکنهٔ آن ۸۵ تن میباشد. آب آن از چشمهٔ تأمین میشود و محصول آن غلات است. شغل اهالی کارگری شرکت ملی نفت ایران و زراعت و گله داری است. راه آن اتومبیل روست. این آبادی را سلطان آباد نیز گویند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
[ کِ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش دهدز شهرستان اهواز در ۱۰هزارگزی خاوری اهواز. جمعیت این ده ۲۷ تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
[ کَ / کِ ] (اِخ) دهی است از دهستان شوراب بخش اردل شهرستان شهرکرد، واقع در ۹۰هزارگزی شمال باختر اردل. کنار راه مالرو بازفت. این ده در کوهستان و جنگل واقع شده، هوای آن معتدل و سکنهٔ آن ۱۳۷ تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود و محصول عمدهٔ آن غلات و پشم و روغن و پیشهٔ مردم کشاورزی و گله داری است. راه مالرو دارد. در زمستان بعنوان قشلاق باطراف مالامیر و مسجدسلیمان کوچ میکنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «راکه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «که» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید