معنی راکس
6 بازدید
[ کِ ] (ع ص) گاوی که در مرکز خرمن بندند بوقت کوفتن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). گاوی که در میان خرمن کاه دارند و دیگر گاوان را بر گرد او گردانند برای خرد کردن خرمن. (کنزاللغات). گاو که در پیش گاو رود. (مهذب الاسماء).[ کِ ] (اِخ) وادیی است. (منتهی الارب) (آنندراج). نام وادیی. (ناظم الاطباء). نام بیابانی. (کنز اللغات). یاقوت حموی اشعاری در بارهٔ این وادی از داودبن عوف و عباس بن مروان سلمی آورده است. رجوع به معجم البلدان ج ۴ ص ۲۰۹ شود. || نام رودخانه ایست. (کنزاللغات).
کلمات همقافیه با «راکس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کس» برای سرودن شعر