معنی راونده
5 بازدید
[ وَ دَ ] (اِخ) راوندیة. همان فرقهٔ راوندیة است منسوب به عبداللََّه راوندی که در حبیب السیر راونده آمده است. رجوع به راوندیة در همین لغت نامه و حبیب السیر چ سنگی تهران ج ۱ ص ۲۷۲ شود.[ وَ دَ ] (اِخ) عبداللََّه معروف براوندی رئیس فرقهٔ راوندیه. (از حبیب السیر چ سنگی تهران ص ۲۷۲). رجوع به راوندیه و راوندی (عبداللََّه) در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «راونده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر