معنی راولین‌سن

معنی راولین‌سن

6 بازدید
[ سُ ] (اِخ) (۱۸۱۰-۱۸۹۵م.) یکی از چهار عالم آسورشناس انجمن آسیایی پادشاهی لندن . وی از صاحب منصبان انگلیسی در خدمت دولت ایران بود و نمیدانست که اروپا در خواندن خطوط قدیم تا چه اندازه ترقی کرده، در سال ۱۸۳۵م. بخواندن خطوط میخی پرداخت و با اینکه از کتیبه های دیگر شروع کرد به نتایجی رسید که «گروت فید» رسیده بود. بهره مندی راولین سن اهمیت بسیار داشت چه، ثابت کرد که زحمات گروت فید به نتیجه رسیده و حدس های او درست است. از کشفیات بزرگ او کتیبهٔ بیستون (داریوش اول) است که به سه زبان نوشته شده : ۱- پارسی قدیم. ۲- عیلامی. ۳- آسوری. راولین سن با مخارج بسیار و مخاطرهٔ جانی موفق شد از این کتیبه که در بلندی صدپا از زمین است، سوادی بردارد. بعد بواسطهٔ خواندن پنجاه اسم که در کتیبه ذکر شده توانستند در چگونگی تتبعات علماء قبل تحقیق کنند و بر اثر این تحقیقات تردیدی نماند در اینکه الفبای زبان پارسی قدیم معلوم گشته و چهارصد کلمه از این زبان بدست آمده است. پس از آن موافق این کتیبه و لغات آن، صرف و نحو زبان مزبور را نوشته فرهنگی نیز ترتیب دادند. راولین سن سپس از راه خط میخی پارسی بخط میخی دوم پرداخت و معلوم کرد که این خط هجاییست یعنی هر علامت نمایندهٔ یک هجاست و در سال ۱۸۵۵ کاملاً معلوم و محقق شد که این زبان عیلامی یا شوشی است. بعد بخط سوم پرداختند تا در نتیجهٔ زحمات و تحقیقات زیاد ثابت شد که خط سوم کتیبه های هخامنشی همان خط آسور و بابلی است و دیگر شکی نماند که شاهان هخامنشی بعد از زبان پارسی قدیم و عیلامی زبان و خط آسور و بابلی را که خط نخستین مردم متمدن آسیای پیشین بود استعمال کرده اند. (از ایران باستان ج ۱ ص ۴۷). و رجوع به مزدیسنا ص ۱۵۵ و ۲۰۲، ایران در زمان ساسانیان ص ۲۵۵، فرهنگ ایران باستان ص ۲۸۹، تاریخ کرد ص ۳۸، سبک شناسی ج ۳ ص ۳۴۷، احوال و اشعار رودکی ج ۱ص ۱۷۳ و فهرست ایران باستان (سری کتابهای جیبی ج آخر) شود.

کلمات هم‌قافیه با «راولین‌سن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید