معنی راوباده
7 بازدید
[ دَ / دِ ] (اِ مرکب) صمغ درخت انجدان است که بعربی حلتیت گویند، و سامانی گوید: این مرکب است از «راو» بمعنی رای که لغت هند بمعنی امیر بزرگ است و از باده بمعنی شراب. چه، هنود را بخوردن آن ولوع تمام است خاصه بزرگان ایشان را، و معنی ترکیبی، بادهٔ بزرگان هند. (فرهنگ رشیدی).
کلمات همقافیه با «راوباده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر