معنی راه شناختن
7 بازدید
[ شِ تَ ] (مص مرکب) شناختن راه. آشنایی داشتن براه. آشنا بودن به راه. راه بلد بودن. || شناختن دین. تشخیص حق و حقیقت. پی بردن به مذهب : در ایران بیزدان شناسند راه.اسدی. - راه ناشناختن؛ گمراه شدن: عمه؛ راه و حجت ناشناختن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «راه شناختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر