معنی راه خواستن
7 بازدید
[ خوا / خا تَ ] (مص مرکب) اجازهٔ عبور خواستن چنانکه سپاهیان بیگانه از ملکی. (یادداشت مؤلف). طالب طریق شدن گذر راه. || اجازه خواستن : پیش آن لب چون شکر راه سخن میخواستم بوسه واری جا در آن کنج دهن میخواستم. حافظ (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «راه خواستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر