معنی راه برداشتن
6 بازدید
[ بَ تَ ] (مص مرکب) آغاز به راهروی کردن. آغاز رفتن کردن. راهی شدن. روانه شدن. برفتن درآمدن. رفتن آغازیدن : راه برداشت، میدوید چو دود سهم زد زآن هوای زهرآلود.نظامی.
کلمات همقافیه با «راه برداشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر