معنی راهپیمای
9 بازدید
[ پَ / پِ ] (نف مرکب) راه پیما. راه پیماینده. روندهٔ راه. که راه طی کند. که راه پیماید. که راه رود. راهرو: کعبه صفتند و راه پیما باور کنی که آسمان و ماهند. خاقانی. و رجوع به راه پیما شود.
کلمات همقافیه با «راهپیمای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر