معنی راهون
9 بازدید
(اِخ) روستاییست در مجاورت منصورة در ساحل سند. (از معجم البلدان ج ۴).(اِخ) کوهی در سراندیب که آدم ابوالبشر بر آن فرود آمد. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نام کوهی بجزیرهٔ سراندیب که گویند آدم بدانجا هبوط کرد و در آنجا معدن یاقوت است. و حجر راهونی منسوب بدان کوه است. بعضی آنرا رهون و بعضی راهوم ضبط کرده اند. (از یادداشت مؤلف). بیرونی گوید: راهون مهبط آدم است و گمان میکنم معرب رونک باشد. در تقویت مهبط بودن آنجا گفته شده است که: گیاهانی در آنجا میرویند و پس از رویش کمی بالا میروند و دوباره سرشان را بسوی زمین پایین می آورند و مجدداً سر برمیکشند و بصورت گردن شتر درمی آیند و این جریان زاییدهٔ سجده ای است که فرشتگان در این زمین به آدم کردند. ولی صاحبان نظریهٔ اخیر نمیدانند که فرودگاه حضرت آدم غیر از سجده گاه اوست. (از التفهیم ص ۴۳ و ۴۴). و رجوع به ص ۸۸ همان کتاب شود. صاحب مجمل التواریخ و القصص گوید: و آدم چون از جهان بیرون رفت شیث او را بکوه سراندیب بگور کرد، همانجا که از بهشت بر آن افتاد، و آن را راهون گویند و حد آن هشتاد فرسنگ است اندر هشتاد فرسنگ. (مجمل التواریخ و القصص ص ۴۳۲). اما کوهها که از آن دلیل قبله گرفته اند کوه لکام است بشام، و کوه راهون به سرندیب آنک آدم (ع) آنجا فرودآمد و نشان پایش آنجا ظاهر است. (مجمل التواریخ والقصص ص ۴۶۶). و رجوع به ص ۴۷۲ همان کتاب شود.
کلمات همقافیه با «راهون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر