معنی راهنة
9 بازدید
[ هِ نَ ] (ع ص، اِ) مؤنث راهن. ناف. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ناف اسب و گرداگرد آن. (از متن اللغة) (منتهی الارب). || گرداگرد ناف اسب. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || یکی از دو استخوان در پهلوی سینهٔ اسب که هر دو راهنتان نامیده میشوند. (از منتهی الارب). و رجوع به راهنتان شود. || دائم و همیشگی. (از اقرب الموارد). بر قرار و ثابت. (از متن اللغة). - حالة الراهنة؛ آنچه اکنون ثابت و باقیست. (از متن اللغة). || می و شراب. (ناظم الاطباء). می. (منتهی الارب). || لاغر بسبب بیماری و جز آن. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «راهنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر